من همان دخترک ِ گیسو بافتهی قصه هاییم،
که کلاغش هیچ وقت به منزل نمی رسد ...
ب.ا
من همان دخترک ِ گیسو بافتهی قصه هاییم،
که کلاغش هیچ وقت به منزل نمی رسد ...
ب.ا
دیدی بعضیا رو که هرچی دلشون خواسته گفتن! به هر چی که دلشون خواسته متهمت کردن! آبروتو جلوی هرکی که دلشون خواسته ریختن! ولی بعد از مدتی انگار نه انگار! دوباره اوضاع براشون میشه مثله روز ِ اول؟!
ولی افسوس که هرچی میخوای فراموش کنی و مثله اونا همه حرفا و کاراشونو نادیده بگیری، میبینی نمیشه! یه خراشایی رو قلبت از حرفای پنجولیشون جا مونده که هیچ وقت! هیچ وقت ِ هیچ وقت! خوب نمیشه!
ب.ا
روزگار خیلی زود می گذره، ولی وقتی میخوای بگذره، نمی گذره!!!
پ.ن: بهار مبارک (:
ب.ا
نمی دونم چرا! ولی یهو دلم هُری ریخت! یهو یه ترسی تموم ِ وجودمو گرفت! ترس از آینده ای که قراره بیاد! ترس از اتفاقاتی که قراره بیفته! ترس از خودم! ترس از تو! نکنه ....!
ب.ا