میگه : روزنامه دیواری 2 سال پیش مقام آورد.
میگم : خب اونو من طرحشو زده بودم!
با اطمینان میگه : نه! اونو من خودم کشیدم! یکی نیست بگه تو اصلا بلدی یه خط ِ صاف بکشی؟!
میگم : خانوم ِ ف... اونو من انجام داده بودم! کار ِ من بود که مقام هم آورد!
باز میگه : نه کار ِ من بود!
میگم : من اون کارو انجام دادم!
دستاشو به حالت ِ تسلیم میاره بالا و با خنده ای تمسخرآمیز میگه: خیله خب! خیله خب! کار ِ شما بود!
خیلی عصبی شده بودم! دلم میخواست همونجا یه داد ِ بلند میکشیدم! حیف که مدیرمون هم بود!
میگم : خانوم ِ ف... ! اینجوری حرف نزنا! اون کارو من انجام دادم! بعد براش توضیح میدم که طرح چی بوده!
یکم فکر میکنه میگه : آره! من اشتباه کردم! کار ِ شما بود!
![]()
ازین آدمای مزخرف متنفرم! اونی که اِنقدر راحت جلوی من دروغ میگه، وای به حال ِ پشت ِ سرم! هرچند که 2-3 موردشو خودم شنیدم، 3-4 موردش هم به گوشم رسیده!!!!!
خدایا! من طاقت ِ تحمل ِ اینجور آدما رو ندارم! خواهش میکنم از من دورشون کن!
***مدتیه که بی اعصابم! ازین که به وبلاگاتون سر نمیزنم و یا کم سر میزنم شرمنده!
ب.ا



