چه می کنید زمینیان، چه می کنید؟
چرا کودکانِ بی پناه را نمی بینید، که اینگونه دست و صورتشان از سرما سرخ شده است؟
چرا شرمندگی ِ آن زن را نمی بینید، که بخاطر کودکانش، از صبح تا شب رختِ خانه ی دیگران را می شویَد؟
چرا صورتِ آن مرد را نمی بینید، که با سیلی سرخ نگه داشته است؟
چرا اشکِ مادر را نمی بینید، که برای رفتار ِ بی خردانه ی شما، اینگونه می ریزد؟
چرا دستِ پدر را نمی بینید، که به خاطر ِ حرفهای نادانسته ی شما اینگونه می لرزد؟
چرا دلِ مونستان را نمی بینید که اینگونه از دستِ شما، شکسته است؟
چرا فقط خودتان را می بینید؟
چرا نمی شکنید این آیینه ی خود بینی را؟ چرا نمی شکنید؟
چه می کنید زمینیان، چه می کنید؟




